اين روزا براي موندن ...
واسه عاشقانه خوندن
ديگه هيچ حرفي نداريم
يا اگه داريم ...
چه بهتر كه به لبهامون نياريم
..............................
اين اهنگ حميرا منو به آسمون ميبره
به اوج
.............................
نا خوداگاه ياد يكي از حرفهاي رها مي افتم كه نوشته بود فردين بازي درنيار!!!!
گاهي وقت ها چقدر ماجراهاي زندگي شبيه فيلم ميشه
يا شايدم گاهي فيلم ها شبيه زندگي ما ادم ها ميشن!!!!!
...............................
الان حالم بهتره
رفتم امامزاده يه نسيم سرد ه باحال روحم رو نوازش داد ..خيلي روحيم عوض شد.
.........................................
يكي از شاگردها ي دوستم بهش زنگ زد .بدجوري مخه دختره رو زده ...
صداي دختره رو ضبط كرده بود واسم پخش كرد .. خيلي معصوم بود .حرفاش نشون ميداد عاشقانه اينو دوست داره اما نميدونست با چه گرگي طرفه
خيلي حالم گرفته شد.گفتم اين كارو نكن مي بيني كه چقدر معصومه چقدر نجبيه !!!
يه حرفي زد كه نتونستم جوابش رو بدم ...
گفت : امير دختر رو اگه نكني ! مطمئن باش اون تو رو ميكنه ...
...........................
اين روزا به يه نتيجه رسيدم
براي زندگي به هيچ عنوان احساس و عشق كافي نيست .
يك ذره عقل ... بله يك ذره عقل واسه يه عمر زندگي كافيه...
