ماري گمان ميكنم اشتباه كرده اي
اشتباه در اجتناب از رابطه ي صميمي تر ميان ما
از نظر احساسات سه چيز انسان را هدايت ميكند.:منطق دل و شهوت.
هر كدام از اين سه در دوره اي مشخص زندگي را هدايت ميكنند .سال هاي سال فقط منطق و دل راهنماي من بوده اند .اما اينك...
من عاشقم و ميدانم برخورد صميمي زمان خودش را دارد .و سپس ميگذرد.. .
نميخواهم هيچ نكته ي مهمي بين ما فراموش شود چون نميدانيم پس از اين لحظه چه رخ خواهد داد.
رابطه ي ما قوي و كافي است اما نميدانيم اين رابطه كجا مي تواند مرزهاي محدود كننده ي عشق را بردارد در هر حال خود را در دستان تو مي گذارم يك انسان تنها زماني ميتواند خود را در دستان كسي بگذارد
كه عشقش چنين عظيم باشد ...
كه نتيجه ي اين تسليم آزادي مطلق باشد!!!
و من عاشقم با تمامي وجودم
موهاي سرم .نوك ناخن هايم
همه لبريز از اين عشق به تو هستند ماري...
***************************
**************************
به نظرمن جبران در اين نامه خيلي ساده و زيبا
احساس،عشق و تاثير زمان بر آنها رو معنا كرده ...